ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
پيش درآمد 8
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
مؤلف : محمد ماوى علوى شيرازى ( كه محمد ماوى غلط و محمد هادى صحيح است ) . خط : ثلث . صفحات : 260 صفحه ( 130 برگ ) . كاتب : ناشناس . « 1 » سرآغاز : بسم الله الرحمن الرحيم ، آغاز كارى كه به فرخى پذيراى انجام است ، ستايش پروردگارى است بىآغاز و انجام . » . بهطورى كه اشاره شد اين نسخه را ظاهرا از روى نسخه موجود در كتابخانه وزارت امور خارجه كه در پيش به معرفى آن پرداخت كتابت كردهاند . با اينكه اين نسخه را از روى آن نسخه كتابت كردهاند اما كتابتكننده خيلى باشتاب به كتابت پرداخته و در موارد بسيار برخى از كلمات را حذف كرده و تاريخها را ثبت نكرده است . مقدمهء اين نسخه با مقدمهء نسخهء وزارت امور خارجه يكى است . ( و با مقدمهء نسخه كتابخانه ملى تفاوت بسيار دارد ) و ما براى اينكه تمام مطالب اين سه نسخه در اختيار خوانندگان باشد آن مقدمه را در زير مىآوريم . « آغاز كارى كه به فرخى پذيراى انجام است . ستايش پروردگارى است بىآغاز و انجام . لله الحمد و له الملك ذو الجلال و الاكرام . پادشاهى كه از بدايع قدرت او افراختن ماه و مهر است و اقطاع زمين از دربار ابداع او محقر درگاهى است و اصقاع آسمان از مخيم اختراع او مختصر خرگاهى . بيداى ناپيداى لامكان ، از مملكت بىكرانش گوشه ، و خرد « 2 » خردهدان سالكان طريق معرفتش را « 3 » توشه . زبان از بيان ثنايش لال . و خاطر از توصيف صفاتش در كمال كلال . رموز آموز عقل نكته پيوند * شناسائى ده جان خردمند « 4 » جواهر بخش حكمتهاى باريك * بروز آرنده شبهاى تاريك « 5 » بعد : درود نامعدود ، و تحيات با بركات نامحدود ، نثار كرياس عرش « 6 » مماس والاحضرتى است كه آغاز ظهورش فطرت انبياى سلف را انجام است . خازن جواهر حكم افصح عرب و عجم يعنى محمد مصطفى صلى الله عليه و آله و سلم . افضل التحية و الثنا و اهل بيت اطهار او . سيما غالب كل طالب على بن ابى طالب عليه الصلواة و السلام باد . اما بعد بر دانشوران روزگار ، و جهانديدگان تجربه كار ، مخفى و مستور نماناد كه جناب سعادتمآب محامد انتهاب سلالهء دودمان وزارت ، سفير بىنظير با تدبير ، صاحب اعظم ، ايلچى بزرگ دولت ايران ، مقرب الخاقان ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ، كه از
--> ( 1 ) - از اين نسخه هر كجا استفاده شده با علامت « » ( گيومه ) آمده است و اين نسخه به اختصار با كلمه » مج « معرفى شده است . ( 2 ) - متن : و خود خوردهدان ( 3 ) - متن : از توشه . ( 4 ) - گوينده شناخته نشد . شايد از نظامى باشد و نويسنده از نسخهء خطى كه در آن روزگار در اختيار داشته نقل كرده باشد ؟ ؟ . ( 5 ) - نظامى گنجوى : خسرو شيرين ، چاپ فرهنگستان علوم جمهورى باكو ( 1960 ) ص 2 . ( 6 ) - متن : عرس .